آمار
منم و خودم
X
تبلیغات
نماشا
رایتل
گاهنامه طنز
| نظرات: 0 نظر

بازی پرسپولیس و ذوب آهن در حال برگزاری است؛ مجری چنان حرف می زند که انگار مردم دور از جانشان، خر هستند و منتظرند تا او نظرات کارشناسی خود را ارایه کند و تا دیگران چشم بسته قبول کنند؛ توجه بفرمایید:

1- رحمان احمدی را این روزها کارشناسان با مهدی رحمتی مقایسه می کنند!!!

کدوم کارشناس چنین نظری داده؟

2- رجب زاده با توپ راهی اوت شده، رضا حقیقی بین راه، روش خطا می کنه! گزارشگر می گه: اگه حقیقی خطا نمی کرد، یه حمله خطرناک صورت می گرفت!

دارم فکر می کنم که راست می گه! اگه خطا نمی شد، توپ که اوت نمی رفت، دفاع پرسپولیس هم که بوق بود، نیلسون هم که دوغ بود، فقط مونده که علی دایی رو دریبل بزنه!

3- فکر می کنم که خطای هند گرفته شد!!!

مطمئن نیست! فقط فکر می کنه! معلوم نیست برای گزارش، حواسش به بازیه، یا جای دیگه؟!

4- از این فاصله حقیقی و دهنوی خیلی به هم شبیه اند!!!

احتمالاً منظورش اینه که هر دو تا یه سر و دو گوش هستند!!! وگرنه نه قیافه شون شبیه هم هست، نه استیل بدنی شون!!!

5- خطای واضح روی محمد عباس زاده، عصبانیت مجری: داوری های سعید مظفری زاده برای پرسپولیس بد نبوده!!!

البته اینها مواردی بود که در این بازی شنیدم! تازه عندالهی این دفعه کمتر روی اعصاب ما هم راه رفت! بازیهای قبلی که مثلا تیم اصفهانی 70دقیقه تحت فشار بود، با کمال پررویی می گفت، تا حالا که فلان تیم، 60دقیقه فشار آورده و 6تا موقعیت رو هم از دست داده!!! این بازی خدا رو شکر از این حرفها نزد!!!

برچسب‌ها: گزارشگر اصفهانی، بازی پرسپولیس و ذوب آهن

نویسنده: reza | تاریخ : شنبه 12 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت: 12:09 ق.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 2 نظر

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد:

«برلین فوق‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم می‏کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا می‏شوند.»

مدتی بعد نامه‏ای به این شرح همراه با یک چک یک میلیون دلاری از پدرش برایش رسید:

«بیش از این ما را خجالت نده، تو هم برو و برای خودت یک ترن بگیر!»

نویسنده: reza | تاریخ : پنج‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت: 02:13 ق.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 1 نظر

مدتهاست که یک خبرنگار اخبار عجیبی را از تمام وزارتخانه های و سازمان های دولتی و نیروهای مسلح و ... به کلیه خبرگزاریهای داخلی و خارجی ارسال می کند و عجیب تر اینکه تاکنون با وجود شهرت فراوان این خبرنگار کسی عکس وی را ندیده و صدایش را نشنیده و عجیب تر اینکه این خبرنگار با توجه به اخباری که سالهاست به خبرگزاری های معتبر ارسال می کند، هم اکنون باید چیزی در حدود 100 سال داشته باشد؛ ولی همچنان پر کار و پر توان و پرتلاش است!

شاید شما هم مایلید که نام این خبرنگار را بدانید!

البته نام او را بیش از هزاران بار بلکه میلیون ها بار شنیده اید، اما برای بهتر شناخته شدن این خبرنگار کاملاً حرفه ای یک بار دیگر وی را به شما معرفی می کنم:

جناب آقای «یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود»!!!!!!!!!

این جناب که احتمالاً نام کوچکش «یک منبع آگاه» است، هر از گاهی که خبرگزاری ها نیاز به اخبار دروغین و یا محرک و یا بدون مدرک دارند، به طور ناگهانی هم پیدایش می شود و به داد کلیه ارباب جراید می رسد و مشکلات آنان را رفع می کند.

بنده هم با توجه به اینکه با کمک چند تن از دوستان در حال گرداندن سایت خبری پایگاه خبری شیعه هستیم و نیاز واجبی به کمک این خبرنگار فعال داریم،‌لذا از کلیه دوستانی که از نامبرده، اطلاعاتی همچون ایمیل، شماره تلفن و یا آدرس منزل و ... دارند، تقاضا می کنیم که لطف بفرمایند و اطلاعات شخصی جناب آقای «یک منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود» را در کامنت های همین وبلاگ درج کنند.

با تشکر

نویسنده: reza | تاریخ : سه‌شنبه 24 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت: 05:01 ب.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 1 نظر

سرکار خانم رکسانا صابری، جاسوس آمریکایی و فروشنده مشروبات الکی، در جدیدترین اظهاروجوشون فرمودند: «در ایران و در بازداشتگاه، مرا شکنجه بدنی ندادند، اما دچار شکنجه ای شدم بنام شکنجه ی سفید، یعنی در یک اتاق کوچک 7 در 9 در بازداشت انفرادی بودم!!»

سرکار علیه، وقتی اتاق 63متری را اتاق کوچک می شمارند، باید منتظر بود و دید که منزل ایشان چند متری است!!! مثل اینکه هنوز خبر ندارند که بسیاری از مرم در خانه های 50 متری _ در هر گوشخ ای از دنیا که می خواهد باشد _ زندگی می کنند! احتمالا ایشان باید همچون انسان های اولیه قدی بلند و در حدود بیش از 20 متر داشته باشند که اتاق 63 متری را کوچک شمرده اند! با این وصف اگر همچون انسانهای اولیه باشند.

نتیجه: ایشان همچون انسان های اولیه قد بلند، ولی با مغز بسیار کوچک هستند!

نتیجه اخلاقی: مسئولین و مردم از کسی با این عقل کوچک انتظار زیادی نداشته باشند!!!

نویسنده: reza | تاریخ : یکشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت: 01:53 ق.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 0 نظر

بالاخره دیروز ما نفهمیدیم که مردمی که برای راهپیمایی 22 بهمن اومده بودند ساندیس خوردند یا نه؟!!! البته عزیزی می گفت که بهش ساندیس نرسیده!!!! یه نفر دیگه هم می گفت که مثل اینکه بوی پلوکباب هم اومده!!!!!!!!! اما ما هم مثل اون عزیز اولی، چیزی بهموون نماسید!!!! البته توی این چند سال اخیر که هر چی رفتیم، هیچی به ما نماسید!!!! جز پول دیه!!!!!!

تعجب نکنید!!!! تا حالا تو هر راهپیمایی شرکت کردم، دو، سه تا دیه رو دادم!!!! البته تقصیر خودمه که مشت رو محکم توی دهن آمریکا و اسرائیل و انگلیس خوابوندم!!! نامردا، سه تایی شاکی می شن!!! ما هم مجبور به پرداخت دیه شدیم!!! ولی خودمونیم، عجب رویی دارم!! هر چی دیه پرداخت می کنم، ‌باز هم می رم راهپیمایی!!!

از اینا بگذریم!!! مسئله اصلی ما انرژی هسته ای!!!! ببخشید، ساندیس بود!

دیروز حداقل 5 میلیون نفر تو تهران در حال راهپیمایی بودند!!! یعنی رسانه های غربی که اعلام کردن، این همه آدم ساندیس خوردن و به عشق ساندیس اومدن، یعنی می خوان بگن که ما تونستیم این همه تولیدات میوه جات رو بالا ببریم که مازادش رو دادیم مردم بخورن؟!!! بعضی رسانه ها هم که فرمودن بوی پلو کباب هم اومده!!!! پس در صنعت طیور هم الحمدلله به خودکفائی رسیدیم!!!!

دکی جون!!! ریاست جمهوری از شیر مادر حلالتر!!!! بابا دست مریزاد! تند تند ما رو توی بعضی از صنایع خودکفا کردی!!!!

فقط یه معادله مجهول این وسط اینه که کی پلو کباب رو با ساندیس می خوره که رسانه های غربی اینجوری سوتی دادن و قبلش با هم هماهنگ نکرده بودن؟؟؟!!!!

بعضی رسانه ها هم نوشته بودن که اینا مزدوران رژیم بودن!!!! موندم این حکومت چه جوری 70 میلیون مزدور پیدا کرده که تونسته بکشونه تو خیابون!!!!

نویسنده: reza | تاریخ : جمعه 23 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت: 07:05 ب.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 1 نظر

یاد افسانه جومونگ بخیر!!!

وقتی این افسانه ی کره ای از تلویزیون پخش می شد، بعضی از سایت های به اصطلاح متفکر!!! دست به اقدام روشنگرانه زدند و پشت پرده ی افسانه ی جومونگ رو برملا کردند!!!

با برملا شدن پشت صحنه ی جومونگ، همه فهمیدند که جومونگ یه شخصیت صهیونیست بوده!!! توی بعضی از مقالات هم از «جو» یادی شده بود که به معنای یهودی است!!!! البته من که هر چی فکر کردم و از دوستانی که کمی با زبان کره ای آشنا بودند، پرسیدم، نفهمیدم که این دو تا چه جوری به هم ربط دارن؟! شاید هم «جو»ی نویسنده اون مقاله کم شده بود که می خواست با این کار،‌ سهمیه غذاییش رو پس بگیره!!!

تازه اون ماجرا چند ماهی بود که تموم شد که بعضی از سایتهای جدید و قدیم التأسیس،‌ دوباره دست به افشاگری جدید زدند که شبکه فارسی1 متعلق به یه یهودی چند ملیتی بنام مرداک است که برای کارهای صهیونیستی در حال استفاده است!!!! هر چی ما به این کانال نگاه کریم که یه ربطی پیدا کنیم، نشد که نشد!!!!‌البته مرداک یه یهودی پولدار هست که بزرگترین مافیای رسانه ای دنیا رو در دست داره!!‌ اما حداقل توی این کانال که کاری نکرده بود و اتفاقا تونسته بعنوان بهترین کانال ماهواره ای فارسی زبان، توی دل ماهواره دارها جا باز کنه و خوب هم تبلیغات می گیره و توی زمان کمی هم پخش می کنه!‌

این نویسندگان خوش ذوق و روشنفکر!!!! که فکر می کردند که همه با نوشته ی اونها موافقند، هر روز مطلبی رو در این باره می نوشتند که محبوبیت فارسی1 در حال کاهش است!! اما برخلاف نظر اونها، فارسی1 بیشترتوی دل مردم جا باز کرد!!! دیدند که این ترفند ره به جایی نبرد، شروع کردند به ایراد گرفتن از سریال های این شبکه که : «سریال ویکتوریا مظهر فساد اخلاقی خانواده است و اینها سعی دارند که بنیان خانواده رو از هم بپاشند و ....» اما دیری نگذشت که انتهای سریال ویکتوریا هم برعکس شد و حالا در اواخر سریال نشان میده که خانواده ای که هر کس ادعایی داشته، ناچار شده که دوباره به حالت اولیه برگرده و در این میان نشان هم می ده که زنان فمنیستی که ادعای تنها زندگی کردن رو داشتند، هم ناچار شدند که کم کم دست به ازدواج ببرند و دنبال زندگی مشترک برن! دختر خانواده که درگیر مواد مخدر و کلوپ و پسر بازی بود،‌ فهمید که نباید از خانواده جدا بشه!

حالا یه سؤال اینجا پیش می آد که چطور این حضرات پر مدعای رسانه ای، اجازه ندادند که این سریال طولانی مدت به یه جاهایی برسه و بعد داد و فریاد بزنند؟! الان مدتیه که همین رسانه ها،‌ بخاطر رسیدن این سریال به انتهاش و اعلام اینکه هیچ جایی مثل خانواده نیست، ساکت شدند و دیگه حرفی نمی زنند که صهیونیست در کاره!!!

منظور از این همه حرف و سر درد آوردن، این بود که بعضی وقتها به جای دشمن شناسی، دشمن سازی می کنیم و هر کی رو به خاطر اینکه با ما در رقابته، دشمن معرفی می کنیم!!!!

من هم قبول دارم که صهیونیست دشمن درجه یک ماست؛ اما این دلیل نمی شه که از هر کی خوشمون نیومد، ‌اون رو به صهیونیست ربط بدیم! با این کارها و نوشته ها باعث می شیم که اصل ماجرای صهیونیست ها پشت پرده بمونه و ما به دنبال مزخرفات ساده می ریم!

باید گفت، برادر من! دوره جنگ سرد تموم شد!!!‌ کسی توی دنیا به اینجور چیزها گوش نمی ده! به جای این اداها و اطوارها، بشینید و چند تا برنامه به درد بخور از تلویزیون پخش کنید!! یاد شبهای برره بخیر! برنامه ای که باعث شد اون ور آبی ها رو پای تلویزیون جام جم ایران بیاره!

نویسنده: reza | تاریخ : پنج‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت: 10:18 ب.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 1 نظر

خدا رحم کرد که سایت بالاترین فیلتر شد!!!

اصلاً‌ کاری به فیلترینگ این سایت ندارم!!! خودم هم موافق فیلتر شدن این سایت بودم! یه سایت صهیونیستی که برای اطلاع رسانی از آخرین شایعات و اخبار دروغین ساخته شده بود! شکی توش نبود!!!

اما بحث من سر یه چیز دیگه است!!!

شیوه بالاترین رو که یادتون هست! لینک می دادید، بعضی ها که خوششون می اومد، مثبت می دادن و بعضی ها هم که از مطلب لذت نمی بردن، منفی!!! البته باید عضو هم می شدی! مثل اینکه این اواخر هم عضویت فقط با دعوتنامه بود!!

کاری به این مسایل ندارم!!!

اما بعد از فیلتر شدن صحیح این سایت، تازه دکان های بقالی به شیوه این سایت بنام برابر موازین جمهوری اسلامی راه افتاد، نت ایران یکی از این سایتها بود. البته با ب خورده تفاوت که اتاق گفتگو و ... هم بهش اضافه کرده!!!

هنوز از تبلیغات این سایت چیزی نگذشته بود که بهو دیدیم که سرو کله یه سایت دیگه هم به اسم آگاهترین پیدا شد!!!! البته این یکی که دیگه خیلی شباهت به بالاترین داشت! باز هم داشتیم تازه به این یکی عادت می کردیم که دیدیم تبلیغات سایت والاترین  هم پیدا شد!!!!

با این تفاسیر باید منتظر باشیم تا ببینیم چند تا سایت دیگه می آد!!! البته این والاترین که فقط شکل قالبش با بالاترین فرق می کنه!! وگرنه همون امکانات و همون ک ارها!!! با چند تا تبلیغات و ... هم شروع کرده!!!

خداوکیلی اگه این بالاترین فیلتر نمی شد، این همه مغز متفکر که ایده های جدید می دن، کجا باید خودشون رو نشون می دادن؟!!! اصلاً کجا باید شکوفا می شدن؟!!!!

نویسنده: reza | تاریخ : سه‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت: 01:11 ب.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 0 نظر

به این بریده خبر توجه کنید: «رییس ستاد ساماندهی بیماران روانی مزمن سازمان بهزیستی کشور با بیان این که یک تا 5 /1 درصد از افراد جامعه دچار اسکیزوفرنی هستند، تاکید کرد: به دلیل وضعیت روحی و روانی این دسته از بیماران که دچار توهم و اختلال در قضاوت شده و باید تحت درمان‌های شدید قرار بگیرند، «ازدواج» تجویز نمی‌شود.»

1- همین کم مونده بود! از فردا همه رو باید به یه چشم دیگه نگاه کرد! کی می دونه، کسی که از بغلت داره رد می شه، روانی هست یا نه؟

2- این عده ای که جناب رییس ازشون یاد کردن، احتمالا تولید کننده قرص X هستند! البته از کجاشون نمی دونم!

3- فکر کنم این جناب رییس هم باید جز این یک تا یک ونیم درصد باشه!‌ آخه مرد حسابی، کی به آدم روانی زن می ده؟! یا کدوم مردی با یه زن روانی حاضر ازدواج کنه؟! نمونه اش همین خانم «سوآ» تو فیلم خواهر دوست داشتنی من!!!! خودش رو کشت آخر کاری «گانگ وو» بهش جواب مثبت نداد که نداد!!

نویسنده: reza | تاریخ : چهارشنبه 7 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت: 04:21 ق.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 2 نظر

جناب شیخ اصلاحات، بالاخره پس از گذشت 7- 8 ماه از انتخابات، اعتراف کرد که دولت دهم رو قانونی می دونه!!!

معلوم نبود توی این چند ماه، شیخ سر چی با دولت دعوا داشت؟! این همه هیاهو پس مال چی بود؟

احتمالاً شیخ بخاطر اینکه توی این انتخابات بعد از آرای باطله نفر پنجم شده بود، توی گلوش گیر کرده بود! می خواست بگه من هم طرفدارام زیاده! دست داده بود تو دست منافقین!

بماند!

اما حسین خانشون هم تو رادیو فردا بیاناتی داشتن! ایشون فرمودند:

«شش هفت ماه گذشته مردم شعار رأی من کجاست سر دادند و به تقلب در آرا اعتراض کردند اما مسئولان حکومت صلاح ندیدند که اعتراض مردم را گوش کنند. لذا در این شرایط آقای کروبی برای حاکم شدن جو آرامش در کشور و اینکه بتوان به عملکرد دولت رسیدگی کرد، این موضع را اعلام کرد.»

1- بالاخره نفهمیدم، دولت قانونیه، یانه، تقلب صورت گرفته؟ ـ شتر سواری که دولا دولا نمی شه ـ‌

2- جناب شیخ چرای همون روز اول برای آرامش جو این کار رو نکرد؟!

3- مگه شورای نگهبان از همون روز اول نگفت که بیاید بشینید تا ببینم چی می گید؟ شما داد می زدید که باید انتخابات باطل بشه!

«در عین حال گفت که پدرش در سخنرانی اخیر خود در کنگره حزب مردمسالاری تأکید کرده است که معتقد است همه حرف‌های او [در مورد وقایع پس از انتخابات] درست بوده و برای همه آنها سند دارد.»

1- همین چند ماه پیش بود که بعد از ادعاهای واهی، حرفش رو پس گرفت و صداش تا مدتی در نیومد!

2- شیخ اصلاحات، چرا زمانی که قوه قضاییه به او گفت که مدارک رو ارائه کن، اسناد حرفهاش رو ارائه نکرد؟

3- اگه راست می گه و خلاف هایی از برخی اشخاص حقیقی و حقوقی سر زده، پس  جناب شیخ با بیان این که دولت دهم رو قانونی می دونه، نسبت به اونهایی که مظلوم واقع شدن، جفا کردن! راستی! کسی که به طرفداری خودش هم رحم نمی کنه، آیا می شه بهش تکیه کرد؟

عنداللهی حاج حسین خان! شما هم در طرز حرف زدن دست کمی از پدرتون ندارید!

من که سر گیجه گرفتم با این همه تناقضات! شما رو نمی دونم!

نویسنده: reza | تاریخ : سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت: 04:04 ب.ظ | نسخه قابل چاپ
| نظرات: 4 نظر

به نام خدا

آدما بعضی وقتها با خودشون حرف می زنند! بعضی هاشون تو دلشون، بعضی ها جلوی آینه و بعضی وقتها یواش و بعضی وقتها هم با صدای بلند!!!

من از اون دسته آدم ها هستم که می خوام با صدای بلند حرف بزنم! شاید صدام به جایی نرسه، اما حداقل دلم خنک می شه!

سعی می کنم که مطالبم رو جذاب بنویسم! هر چند می دونم که طنزپرداز خوبی نیستم، اما به هرحال سعی ام بر همینه! تا هم تلنگری باشه برای کسانی که می خونن و هم دلخنکی باشه واسه ی خودم!

انتظار ندارم که وبلاگم پربازدید باشه! اصلاً برای چی باید پربازدید باشه! هرچی خلوت تر بهتر! اگه یه نفر بیاد و مطالبم رو بخونه، خیلی بهتر ازاینه که 1000 نفر بیان و کامنتهای بی مصرف بذارن و بدون مطالعه برن!

«اِه! ول کن دیگه! به تو چه که من نویسنده نیستم! مهم اینه که مثل خیلی ها می خوام چرت و پرت بنویسم!» این جواب ندای درونی ام بود!

نویسنده: reza | تاریخ : سه‌شنبه 6 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت: 02:28 ب.ظ | نسخه قابل چاپ